محمد طاهای عزیزممحمد طاهای عزیزم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره
زندگی شیرین مازندگی شیرین ما، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 1 روز سن داره

محمدطاهای ناز نازی

تولد علی احسان

  سلام به روی مثل ماهت عزیزم   خوبی ،خوشی،سلامتی خوب خداروصد هزاران مرتبه شکر که پسرم سلامته عزیز دلم پنجشنبه گذشته تولد علی احسان بود وما هم سه نفری (شما ومن وباباامیر) رفتیم تا باهم تولدش رو جشن بگیریم   برای دیدن بقیه ب رو ادامه مطلب   اون شب خیلی بهت خوش گذشت وکلی هم با بچه هابازی کردی   اینم از عکسا علی احسان جون تولد 1 سالگیت مبارک         این بوسم برای پسر عزیزتر از جانم   ...
14 دی 1393

3

سلام نفسسسسسسسسسسس مامان عزیزکم 3 سال و 3 ماه و 3 روزگیت مبارک قند عسلم امروز 3 سال و 3 ماه 3 روزه شدی ، امروز وقتی اومدم به وبت سر بزنم دیدم که تو قسمت سن همش عدد 3 رو نشون میده برام خیلی جالب شد چون کلا خانواده سه نفری ما با عدد 3 یه جورایی دوسته حالا میگی چرا بهت میگم نازنازی من بابا امیر فرزند سوم خانوادشه مامان مرجان یعنی خودم هم فرزند سوم خانوادم و البته بقول مامانی تتقاری خانوادم هستم شما هم از هم از طرف خانواده بابا امیر هم از طرف خانواده مامان نوه سوم هستی خدا هم  تو سومین سال زندگی مشترکمون شما بزرگترین هدیه رو بهمون داد اینم از فلسفه عدد 3 تو زندگی 3نفره ما ...
13 دی 1393

کریسمس مبارک

برای دیدن بقیه عکسها برو ادامه مطلب سلام سلا م ص دتا سلام به شما پسر ناز خودم عزیز دلم امروز شروع سال جدید میلادی یعنی سال 2015 بیا باهم این روز رو به هموطنان مسیحی مون تبریک بگیم وحالا هم چندتا عکس از آقا محمدطاهای عزیز ما عزیز دلم منو بابا امیر تصمیم گرفتیم به مناسبت روز کریسمس یه چند تا هدیه کوچیک برای پسر نازمون بخریم که اومیدواریم خوشت اومده باشه   ...
11 دی 1393

زمستون هم اومد

سلام و هزارتا سلام به نفس خودم فندق مامان  روزای پاییزو با تموم خوبی ها و بدیهاش با هم پشت سر گذاشتیم وحالا رسیدیم به فصل زیبای زمستون خدارو شکر که همه چیز روبراه و اگه هم کم وکاستی هست  اونم بخشی از زندگی که به شیرینیش می ارزه و از همه  مهمتر اینکه ما تو زندگیمون تورو داریم هر روز که بزرگتر میشی شیرین کاریهات، شیرین زبونی هات، شیطونیهات و.......... همه وهمه کافیه که بخاطر وجودنازنینت شکرگذار خدای بزرگ باشیم. برو ادامه مطلب قند عسلم این روزا بخاطر سرد بودن هوا و بخاطر اینکه شما هم خیلی حساس هستی و زودی مریض میشه منو بابا امیر سعی میکنیم زیاد بیرون نریم و بیشتر وقت...
6 دی 1393

زیباترینم ...

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست ،مرا شاد میکند لبخند را به دنیایم هدیه میکند ادامه مطلب یادت نره     اگر عشق مردن است برایت میمرم........... اگر عشق دیوانگیست برایت دیوانه ام........ اگر عشق دوست داشتن است     پس دوستت دارم        بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند، قاب عکس توست اما شیشه عمر من است     بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند ، تار موی توست اما ریشه عمر من است     وقتی که لب...
24 آذر 1393

پسر باهوش مامان

سلام به جیگر خودم عزیز دوردونه مامان روزهای پاییزی هم در حال سپری شدنه وشما پسر گلم روز به روز بزرگتر وآقا تر میشی ومامان وبابا از این بابت خیلیییییییی خوشحالن. البته بگذریم که گاهی هم لجبازی های خاص خودتو داری و مارو کلافه میکنی اینم بخاطر اینه که خیلی مریض میشی و همین کافی که بی حوصله بشی ولی به قول مامانی(مامان خودم)باید حوصله کنیم وباهات مدارا کنیم تا اینکه آروم بشی . البته پسر من که همش لجبازی نمیکنه کارهای خیلی خوبی هم بلده مثلا اینکه وقتی میریم پیش دکترت (خانم دکتر)شما از بس پسر خوبی هستی که حد نداره اصلا گریه نمیکنی،تا میریم میشینیم اولین کاری که میکنی بلوزتو میکشی بالا تا خانم دکتر معاینت کنه ، &n...
18 آذر 1393

تولد عمو وعمه جون

  سلام پسر کوچولوی مامان این روزا خیلی تنبل شدم ، آخه مامانی این ماهی که گذشت شما خیلی خیلی مریض شدی منم تمام وقتمو واسط میزاشتم تا خوب بشی . تو این مدتم همش میومدم به وبلاگت سر میزدم میخواستم مطلب بزارم ولی تنبلی میکردم تا اینکه امروز عزممو جزم کردمو دیگه اومدم تا بازم برات از روزهای خوش کودکیت بنویسم . چند وقت پیش تولد عمه حدیث وعمو آرمین بود عمه حدیث یه تولد خیلی خودمونی خونش گرفت وما هم برای تبریک رفتیم اونجا شما هم کلی با حنان بازی کردی عمه حدیث مهربونترین عمه دنیا تولدت مبارک عمو آرمین بهترین عموی دنیا تولدت مبارک وحالا هم عکسای اون شب خوب   اینم...
18 آذر 1393

آخرین جمعه آبان 93

سلام نفس مامان من اومدم تا یکی دیگه از خاطرات شیرین کودکیتو برات تو دفتر خاطراتت ثبت کنم اومیدوارم روزی که خوندن و نوشتن رو یاد گرفتی و این پستها رو هم تونستی بخونی ازشون لذت ببری و شاد بشی. اینو بدون که تمام هدف مامان از این کار خوشحالی پسر نازنینمه جمعه ای که گذشت (93/8/30) روز خوبی برای گل پسرم بود حالا میگی چرا ،بهت میگم صبح که از خواب ناز بیدار شدی بعد صبحانه خوردن البته بازم با کلی خواهش وتمنا و بخاطر قولی که بهت داده بودیم که اگه پسر خوبی باشی و صبحونتو بخوری جایزت اینه که بری پیش محمد حنان بازی کنی، خلاصه بابا امیرم بقولش وفا کرد شما برد تا با محمد حنان بازی کنی.شما هم باکلی ذوق بقول خودت بباستو پو...
1 آذر 1393

دنیای کودکانه محمد طاها

سلام قند عسلم قند عسل من این هفته ای که گذشته ، هفته پر کاری  برامون بود، خیلی سرمون شلوغ بود (البته خدا رو شکر همه چیز به خوشی بود ) و میدونم تو این چند روز خیلی بهت خوش گذشته و من از این بابت خیلی خوشحالم اول هفته با تولد سوگند شروع شد ،البته تولد بزرگی نبود ،خاله مریم بخاطر ایام محرم یه تولد خیلی خودمونی گرفت تا بعد این روزها یه تولد خوب و مفصل بگیره اون شب بهت خیلی خوش گذشت مخصوصا اینکه شما عاشق فوت کردن شمعی و اون شبم تا دلت میخواست شمع تولد فوت کردی حالا چند تا عکس از تولد سوگند جون سوگند خاله تولدت مبارک نفسم چند روز بعدشم گل مامان خاله عطیه و خاله ...
1 آذر 1393

روزهای پاییزی

سلام قلب مامان خدا رو شکر شما تو این چند وقته حالت خیلی خیلی بهتر شده مارو هم از نگرانی در آوردی گلم مرسی از اینکه باهام همکاری کردی و داروهاتو سر وقت خوردی البته بگذریم که گاهی از بس که دارو میخوردی  بدت می اومد و منم باید تموم خونه رو دنبالت میدوییدم تا بهت داروتو بدم ولی بقول دوست وبلاگیمون ،مامان کیان کوچولو این نیز بگذرد وگذشت (خدارو شکر) نازنازی مامان حالا میخوام چندتا از شیرین زبونی هاتو برات بگم چند وقت پیش بابا امیر تصمیم گرفت ماشینشو عوض کنه و جدیدتر بگیره. یه شب که خونه آقاجون بودیم عمو آرمین خواست یه کمی سربه سرت بذارهو باهات شوخی کنه  بهت گفت که محمدطاها دیدی بابا ماشینتونو فروخت دیگه شما ماشین...
24 آبان 1393